معماری سازمانی و نقش آن در پروژه های BPM
۱۳۹۸/۰۹/۲۰

نویسنده: سینا تفقدی

یکی از چالش های موجود در پروژه های مبتنی بر فناوری اطلاعات در سازمان، توسعه سیستمی است که در طی زمان هیچ مشکلی از کسب و کار سازمان حل نمی کند و پس از مدتی، مدیران سازمان به این نتیجه می رسند که سیستم توسعه داده شده موجب هیچ بهینگی در سازمان، چه در زمان اجرای فرآیندها و چه در هزینه ها نشده است.
بدون شک در پروژه های مدیریت فرآیندهای کسب و کار (BPM) نیز سازمان های زیادی پس از مکانیزه کردن و اجرای فرآیندهای خود تحت یک BPMS، با گذشت زمان هیچ بهبودی در اجرای آن ها مشاهده نکرده اند. دلایل متعددی می تواند عامل این مشکل باشد، اما یکی از مهم ترین دلایل می تواند به بی توجهی به دیدگاه معماری سازمانی و عدم آگاهی از آن در سازمان ها برگردد.
امروزه آشنایی با مباحثی همچون معماری سازمانی فناوری اطلاعات می تواند به بسیاری از این سازمان ها شیوه درست تری در توسعه چنین پروژه هایی را نشان دهد.
در این مطلب ضمن معرفی مختصری از معماری سازمانی، به نقش آن در به کارگیری درست از سیستم های مبتنی بر فناوری اطلاعات (همچون BPM) اشاره خواهیم کرد.

معماری سازمانی (Enterprise Architecture) به مجموعه ای از عملیات برنامه ریزی، تحلیل، طراحی و اجرایی در سازمان گفته می شود که در راستای تحقق و اجرای موفق استراتژی های کسب و کار انجام می گیرد. معماری سازمانی باعث می شود تا پروژه های مبتنی بر فناوری اطلاعات در سازمان، هم راستا با اهداف کسب و کار سازمان پیش رود و نتایج موردنظر حاصل شود.
از مزایای معماری سازمانی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
- افزایش هم راستایی IT با کسب و کار سازمان
- افزایش توانایی سازمان در اولویت بندی عملیات، در راستای سودآوری و بهینه سازی
- به کارگیری از فناوری اطلاعات در اجرا و بهینه سازی فرآیندهای کسب و کار
- ایجاد یک دید جامع IT در تمامی واحدهای کسب و کار سازمان
- حرکت در راستای همگرایی و یکپارچه سازی سازمان

شکل زیر نشان دهنده لایه های مختلف برنامه ریزی و استقرار فناوری اطلاعات در یک سازمان است که از آن به عنوان هرم معماری سازمانی نام برده می شود.

همان طور که مشاهده می شود، در معماری سازمانی رویکردی لایه ای به کار گرفته شده است. همچنین این هرم نشان دهنده آن است که معماری سازمانی مستلزم مشارکت تمامی سطوح استراتژیک میانی و عملیاتی سازمان در فرآیند معماری است. یعنی از بالا به پایین ماهیت استراتژیک به عملیاتی نزدیک می شود و این بدان معناست که این رویکرد، تمامی سطوح سازمان را متاثر ساخته و در تصمیم گیری های کلیه این سطوح دخیل است.

لایه کسب و کار: بالاترین سطح هرم معماری سازمانی، استراتژی های کسب و کار، خط مشی ها، دامنه و اصول تجاری سازمان، ساختار سازمانی و فرآیندهای کسب و کار در سازمان را تشرح کرده و مدل سازی می کند.

لایه داده و اطلاعات: با ظهور سیستم های کامپیوتری و گسترش استفاده از آن ها در سازمان ها به مرور زمان مشخص شد که مکانیزه کردن فرآیندها و عملیات آن ها به تنهایی صحت و کارآیی آن ها را تضمین نمی کند. لذا برای به کارگیری بهینه از فناوری اطلاعات، باید اطلاعات موردنیاز و درجریان فرآیندهای سازمان نیز تجزیه و تحلیل گردد. در این لایه مدل های منطقی اطلاعات، دسته های داده، پایگاه های داده و ارتباط آن ها با وظایف موجود در فرآیندهای سازمان و سیستم های اطلاعات، شناسایی و تعریف می گردد.

لایه سیستم های اطلاعاتی: این لایه دربرگیرنده برنامه های کاربردی و سیستم های نرم افزاری است که برای اجرای عملیات تعریف شده در لایه های بالایی مورد استفاده قرار می گیرد. سیستم های مدیریت فرآیندهای کسب و کار (BPMS)، برنامه ریزی منابع سازمان (ERP)، مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) و ... در این لایه قرار دارند. شناسایی و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی و ارتباط آن ها با فرآیندهای سازمان و سایر برنامه های کاربردی از موارد دیگری است که در این لایه به آنان پرداخته می شود.

لایه فناوری و زیرساخت: این لایه ساختار ظاهری فناوری اطلاعات و آن چیزی است که در اذهان عموم از فناوری اطلاعات متصور است. این لایه شامل فناوری های سخت افزاری و نرم افزاری از جمله ریزپردازنده ها، کامپیوترهای شخصی، شبکه ها، زیرساخت های مخابراتی و ... می باشد.

همان طور که مشاهده می شود، واضح است که جهت توسعه یک سیستم مبتنی بر فناوری اطلاعات در یک سازمان باید در هرم معماری سازمانی، یک نگاه بالا به پایین ایجاد شود. بدین صورت که ابتدا نیازهای کسب و کار سازمان تحلیل و بررسی شده و سپس به سمت لایه های پایین حرکت کنیم. مشکلی که در بسیاری از سازمان ها گریبان گیر پروژه های مبتنی بر IT می شود، به علت بی توجهی به چنین ساختاری است. متاسفانه مدیران و کارشناسان مربوطه در سازمان ها، بدون توجه و موشکافی کسب و کار و فرآیندهای آن اقدام به خرید یا پیاده سازی یک سیستم نرم افزاری می کنند و به عبارتی بدون درنظر گرفتن لایه های بالایی، مستقیم وارد لایه سیستم های اطلاعاتی می‌شوند. بدیهی است که اگر فرآیندها ناقص و غیربهینه باشند، مکانیزه کردن آن ها تنها سبب سیستمی شدن انجام یک کار اشتباه می شود.
به طور کلی، آنچه از فناوری اطلاعات در سازمان های ما در وهله اول به نظر می آیند، جنبه های فنی آن (دو لایه پایین) است که چشم اغلب سازمان های ما را به خود معطوف کرده و آن ها را از فهم لایه های بالاتر هرم معماری سازمانی غافل نموده است. چه بسیارند سازمان هایی که به آخرین مدل فناوری های کامپیوتری و انواع نرم افزارها مجهزند، اما کمترین درصد منافع و بهینه سازی را در کسب و کار خود دریافت و مشاهده می کنند.

دیدگاه ها

برای این مطلب دیدگاهی وجود ندارد.

دیدگاه خود را در مورد این مطلب بیان کنید.